تبليغاتX
نوشته های برنامه نویس خسته
نوشته های من پیرامون برنامه نویسی، طنز، موسیقی، ورزش، هنر، اجتماع، سیاست(!) ، خاطرات شخصی، شعر و...

با سلام!
دیروز داشتم می رفتم سر جلسه امتحان به دلم افتاده بود که امروز یه بلایی به سرم میاد! چون هوا خیلی سرد بود و من داشتم یخ می زدم. وقتی که به سر جلسه رسیدم دیدم که ملت دارم امتحان میدهند! زود پریدم سالن با این خیال که دیر کردم!

مراقب گفت چیه! گفتم امتحان ساختمان گسسته اینجاست دیگه! گفت: امتحان دیروز بود عزیر! و از ته دل به من چپ چپ نگاه کرد. من هم که خرد و خفیف شده بودم. نمی دونم چطوری رفتم بیرون.

نمی دونید که از اون روز تا حالا چیا که نکشیدم! ۴ واحد جلوی چشام پرید! (البته خودمونیما زیاد هم بد نشد! چون درست و حسابی نخونده بودم)

خدا نصیبتون نکنه!

نوشته شده توسط Salar در ساعت 18:50 | لینک  |